علي الأحمدي الميانجي
75
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
« الا انبئكم لم سمى المؤمن مؤمنا ؟ لايمانه الناس على اموالهم و انفسهم » . « 1 » ترجمه : آيا آگاه نكنم شما را كه چرا مؤمن را مؤمن ناميدند ؟ براى اينكه او مردم را در مالشان و جانشان ( از ناحيهء خود ) در امان قرار داده است . « سباب المسلم اخاه فسوق و قتاله كفر و حرمة ماله كحرمة دمه » . « 2 » ترجمه : دشنام دادن مسلمان به برادر ( دينى ) خود فسق است و جنگ با او كفر است و احترام مال او مانند احترام خونش ( واجب ) مىباشد . « امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلّا الله فاذا قالوا لا إله الا الله عصموا منى دماءهم و اموالهم الا بحقها » . « امرت أن اقاتل الناس حتى يقولوا لا إله الا الله فاذا قالوها فقد حرم على دماؤهم و اموالهم » . « امرت ان اقاتلكم حتى تشهدوا ان لا إله إلّا الله و انى محمد رسول الله فاذا فعلتم ذلك حقنتم بها اموالكم و دماءكم الا بحقها » . « 3 » ترجمه : من مأمور شدم كه با مردم بجنگم تا بگويند : لا إله إلّا الله وقتى كه گفتند خونها و اموالشان را از من ( از ناحيهء من ) حفظ كردند مگر بر وفق حق . مأمور شدم كه با مردم جنگ كنم تا بگويند : لا إله إلّا الله ، پس وقتى كه گفتند : لا إله إلّا الله حرام مىشود بر من خونها و اموال آنها . من مأمور شدم كه جهاد نمايم تا گواهى بدهيد به اينكه لا إله إلّا الله و من محمد رسول الله هستم ، پس هنگامى كه اين كار را كرديد اموال و خونهايتان را حفظ كرديد مگر بر طبق حق . اين حديث بالخصوص به احترام مالكيت خصوصى نظر دارد در مقابل ولى امر مسلمين كه
--> ( 1 ) - بحار ، ج 67 ، ص 71 . ( 2 ) - بخارى ، كتاب 36 ، فتن 8 ، ارث 44 مسلم : ايمان 116 ، ترمذى : بر 52 ، ايمان 15 ، نسائى : تحريم 27 ، ابن ماجه : مقدمه 7 - 9 ، فتن 4 ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 385 ، 411 ، 433 ، 439 ، 454 . ( 3 ) - اين حديث نيز در كتابهاى زيادى با سندهاى متعدد نقل شده است ، سنن بيهقى ، ج 9 ، ص 49 و ج 7 ، 3 ، 4 و ابو داود با سندهاى متعدد . و كنز العمال ، ج 1 ، ص 77 - 79 با اسانيد زياد و دارمى ، ج 3 ، ص 218 و ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1295 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 53 و اموال ابى عبيد ، ص 27 و 28 با سندهاى متعدد . و مسند احمد ، ج 2 ، ص 345 ، 439 ، 482 ، 475 ، 502 و 528 و ج 4 ، ص 8 و 9 و ج 3 ، ص 384 و بخارى ج 1 ، ص 12 و 109 و نسائى ، ج 7 ، ص 75 ، 78 ، 77 ، 79 ، 80 ، 81 و 86 و ترمذى ، ج 5 ، ص 3 و 4 و مسند احمد ، ج 3 ، ص 472 ، 199 ، 225 و 339 . و تهذيب تاريخ ابن عساكر ، ج 6 / 171 . و بحار ج 68 ، ص 243 و 282 از عيون و محاسن ، ص 291 و در ضمن ذكر خطبهء حجة الوداع نيز گذشت .